تبلیغات
اس ام اس بده - مطالب ابر داستان عاشقانه

اس ام اس بده

انواع جوک اس ام اس لطیفه:جدید و تازه

>

شنبه 4 اردیبهشت 1389

دوستت دارم پدر

نویسنده: Admin   موضوع اس ام اس: اس ام اس عاشقانه ، داستان کوتاه، 

مرد درحال تمیز كردن اتومبیل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 8 ساله اش بر روی ماشین خط می اندازد مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محكمی بر دستان كودك زد بدون اینكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود در بیمارستان كودك انگشتان دست خود را از دست داد کودک پرسید : پدر انگشتان من كی دوباره رشد می كنند ؟ مرد نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشین وچشمش به خراشیدگی كه كودك كرده بود خورد كه نوشته بود ( !دوستت دارم پدر)

یکشنبه 16 اسفند 1388

من عاشق توام

نویسنده: Admin   موضوع اس ام اس: اس ام اس عاشقانه ، داستان کوتاه، 

امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست.شاهزاده گفت:عاشق نیستی,عاشق به غیر نظر نمی کند

سه شنبه 24 اردیبهشت 1387

تنبل بازی

نویسنده: Admin   موضوع اس ام اس: داستان کوتاه، 

فرستنده:javad
تو مهدکودک بحث این بوده که بچه‌ها نباید وسایل رو بکنن تو دهنشون، معلمه میگه: خوب بچه‌ها، چند تا چیز بگین که تو دهن جا میشه و باید مواظبشون باشیم. یک بچه پا میشه، میگه: پاک‌کن.. معلمه میگه: آفرین.. دیگه چی؟ یکی دیگه پامیشه، میگه: تراش. معلم میگه : آفرین عزیزم دیگه چی؟… به همین منوال، تا یکی بلند میشه، میگه: لامپ! معلمه میگه: حسن جان لامپ که تو دهن جا نمیشه. حسن میگه: نه خانوم معلم… من خودم شنیدم بابام دیشب به مامانم می‌گفت: پاشو اون لامپ رو خاموش کن، میخوام بگذارم دهـ نت!!!
*******
فرستنده:javad
یه روز سه نفر داشتن از تنبل بازیا شون حرف می زدن،
اولی میگه: من یه بار رفتم دستشویی دیدم خیلی طول كشید همون جا خوابیدم تا صبح!
دومی میگه: من یه بار تو خیابون خوابم گرفت همون جا اون قدر خوابیدم
تا بچه هام اومدن بردنم خونه!
سومی میگه: اینا كه چیزی نیست، من یه بار رفتم سینما فیلم كمدی ولی همش گریه كردم.
دوستاش میپرسن: چرا؟
میگه: چون همون اول كه نشستم تخــ مهام رفت زیر كــ ونم تا آخر حوصله نكردم از روشون پاشم

دوشنبه 23 اردیبهشت 1387

داستان گل و خَر

نویسنده: Admin   موضوع اس ام اس: داستان کوتاه، 

ارسالی توسط یکی از دوستان 0912
Ghonche az khab parid..
Va goli taze be donya amad!
Khar khandido bedu goft,SALAM..
Lik afsus,afsus,javabi nashenid..
Saati chand gozasht..Gol che ziba shode bud!
Daste birahm ke amad nazdik,
gole maghrur ze vahshat pajmord!
Lik nagah,
khar dar dast khalid,
Va gol az marg rahiad!!
Sobhe farda khar ba SHABNAMI az khab parid!
Gol samimane bedu goft SALAM...

keywordS:
dastan kootah mataleb ziba داستان کوتاه داستان گل و خر داستان زیبا داستان عبرت آموز داستان عافانه داستان عاشقانه داستان فارسی داستان پنگلیش داستان عارفانه

پنجشنبه 2 اسفند 1386

تخته سنگ

نویسنده: Admin   موضوع اس ام اس: داستان کوتاه، اس ام اس عاشقانه ، 

فرستنده:Titan
روی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق
شد چه کند؟ من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند.
برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی
من کسی نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه
کند؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم: بمیرد بهتر
است. برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم.
انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد. اما
زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم...

چهارشنبه 3 بهمن 1386

به كنار دریا رفتم و گفتم

نویسنده: Admin   موضوع اس ام اس: اس ام اس عاشقانه ، داستان کوتاه، 

به كنار دریا رفتم و گفتم دوستی پیدا كرده ام كه تو وسعت آن را نداری. دریا خشمگین شد و گفت: دوست كیست؟ گفتم یار. گفت:یارت كیست؟ گفتم عشق گفت:چه كسی به تو محبت كرده؟ گفتم:دوستی به نام .....

اس ام اس های مناسبتی

صفحات جانبی

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • Display Pagerank